| فضله: 1 جعل، سرگين، مدفوع 2 چرك، شوخ 3 بازمانده، بقيه، پس مانده فضول: 1 كنجكاو، گستاخ، ياوه گو 2 پس مانده فضولات: 1 براز، نجاست 2 پس مانده ها، زوايد فضه: سيم، نقره & ذهب، زر فضيح: شرم آور، فضاحت بار، ننگين | فلات: 1 باديه، بر، بيابان، پشته، خشكي، دشت، صحرا، نجد 2 تار & 2 پود | فريب كار: شياد، شارلاتان، غدار، گول زن، محيل، مخادع، مكار، نيرنگ باز | فراري: رميده، گريخته، گريزان، گريزپا، متنفر، متواري، نفور | فرخنده باسعادت، باشگون، خجسته، خوش يمن، سعد، فرخ، فرخپي، مبارك، متبارك، متبرك، ميمون، همايون & نحس | فساد الواطي، بي عفتي، بي ناموسي، تبهكاري، عياشي، فجور، فسق، هرزگي 2 بدي، تباهي، خدشه، خرابي، خلل، شرارت، عيب، نادرستي، ناشايست 3 آشوب، اغتشاش، بي نظمي، تفتين، خرابكاري، شر، شغب، شورش، فتنه، فتنه انگيزي، مفسده جويي 4 عفونت فسادانگيزي: بلواطلبي، فتنه انگيزي، فتنه جويي فستيوال: جشن، جشنواره | فروتنانه: خاشعانه، خاضعانه، خاكسارانه، متواضعانه & متكبرانه، مغرورانه فروتني: افتادگي، تواضع، خاكساري، خشوع، خضوع & استكبار، برتني، غرور فرود: پايين، تحت، زير، نزول، هبوط & فراز، فوق | فاخر: 1 پرقيمت، گرانبها، نفيس 2 باشكوه، عالي 3 فخركننده فادزهر: پادزهر، ترياق، نوشدارو فارس: 1 ايران، پارس 2 عجم | فرض: 1 ضروري، لازم، مهم 2 انگاره، انگار، پنداشت، پندار، تصور، خيال، فكر، گمان، وهم 3 تخمين، حدس 4 سنت، واجب فرضاً: بالفرض، ولو | فقير: بيچاره، بي نوا، تنگدست، تهي دست، بدبخت، درويش، سائل، غريب، كم بضاعت، گدا، محتاج، مسكين، مفلس، ندار، نيازمند & غني | حرم | فاسق: بدپيشه، بي تقوا، بي عفاف، بي ناموس، تبهكار، رفيق، رفيقه، زناكار، فاجر، فاسد، لات، معشوق، معشوقه، نابكار، ناپارسا، نادرست، نامتقي، هرزه & صالح | فلاكت بار: فلاكت آميز، مفلوكانه، نكبت آلود فلان: بهمان، بيسار | فراوان: انبوه، بابركت، بس، بسيار، بي حد، بي شمار، بي نهايت، جزيل، خيلي، زياد، شايگان، عديده، كثير، متراكم، معتنابه، وافر & كم، نادر | آقای | فروغ: پرتو، تاب، تابش، تابندگي، درخشش، درخشندگي، روشنايي، روشني، روشنايي، شعشعه، ضيا، لمعان، نور، وراغ | بهترین سایت | فريبا: 1 افسونگر، افسونكار، طناز، فتان، فريبنده، فريفته 2 خوشگل، زيبا، وجيه فريبكار: حيله گر، فريبنده، محيل، مخادع، مكار | & مغلوب | فعال پركار، ساعي، سخت كوش، كارآمد، كارآ، كاري، كوشا، مجد & تن آسا فعاليت: 1 پركاري، تلاش، جديت، سخت كوشي 2 كار، كوشش، مشغله فعل: 1 عملكرد، عمل، كار، كردار، كنش 2 اثر، تاثير 3 شغل، مشغله 4 رفتار، فعل وانفعال: تاثير، تعامل، كنش وواكنش |
آخرین به روز رسانی :‌ 1398/8/22 00:45:01
به روز رسانی بعدی : 1398/8/22 00:45:01
تعداد مطالب ثبت شده : 95569
تعداد سایت ها : 25
تعداد برچسب ها : 199

ایجاد وبلاگ رایگان .شماره جهت رزرو تبلیغ 09156664405 ایجاد وبلاگ رایگان
آرشیو مطالب برچسب فارغ البال: آزاد، آسوده، بي تشويش، بي دغدغه، آسوده دل، آسوده خاطر، خاطرجمع، راحت، رها، فارغ، مرفه & مضطرب