| فارس: 1 سواره 2 جنگاور، شجيع، گرد & پياده، راجل فارسي: 1 ايراني، عجم 2 پارسي، دري 3 فرس | فروزنده: پرفروغ، درخشان، روشن، فروغمند فروزينه: آتش زنه، چخماق، مرو | فتنه جو: آشوبگر، اخلالگر، رزم آور، ماجراجو، مفتن، مفسد، مفسده جو، واقعه طلب فتنه جويي: آشوبگري، بلواطلبي، جنگجويي، شورشگري، فتنه انگيزي فتنه گر: افسونگر، عشوه ساز، فتان، فتنه انگيز، فريبنده، فريبا فتوا: اجازه، حكم، راي، فتوي | زرنگ | فرق: 1 تارك، هباك، چكاد، راس، سر، كله 2 اختلاف، امتياز، تباين، تفاوت، تمايز، توفير 3 قله، نوك فرقت: جدايي، دوري، فراق، مفارقت، هجر، هجران & وصال، وصل فرقه: جماعت، جمع، جمعيت، حزب، دسته، صنف، طايفه، طبقه، فريق، گروه فرم: شكل، صورت، قالب & محتوا فرماليته: آيين، تشريفات، ظاهرسازي | فريبا: 1 افسونگر، افسونكار، طناز، فتان، فريبنده، فريفته 2 خوشگل، زيبا، وجيه فريبكار: حيله گر، فريبنده، محيل، مخادع، مكار | فرودست: 1 زيردست 2 پست، دون، فرومايه 3 حقير، ناتوان & بالادست، فرادست فرودم: استنشاق، دم، شهيق | احترام | فاش: آشكار، آشكارا، ابراز، افشا، برملا، جلوه گر، ذايع، رسوا، ظاهر، عالم گير، علني، عيان، لو، مشخص، مشهود، معلوم، نمودار، واضح، هويدا & مخفي، ناآشكار، نهان فاصله: 1 بعد، دوري، مسافت 2 فرجه 3 جدايي 4 خلال، عرض 5 بين | فلس: 1 پشيز، پول سياه 2 پولك، فلسه فلسفه: 1 الهيات، حكمت 2 راز، سر فلسفه دان: حكيم، فيلسوف، متاله فلش: پيكان، سهم | فرمانده: 1 آمر 2 امير، سالار، سپهسالار، سردار، سركرده، سرلشكر & فرمانبر فرماندهي: امارت، پيشوايي، حكمراني، سرداري | فصل: 1 دوران، زمان، عهد، گاه، موسم، موعد، نوبت، وقت، هنگام 2 انفصال، برش، تفكيك، جداسازي، جدايي 3 باب، بخش، بند، ماده، مبحث، مقوله & وصل فصيح: بليغ، زبان دان، زبان آور، شيوا، غرا، گشاده زبان | دیانت | فخار: 1 سفال پز، سفالگر، كاسه گر، كوزه گر 2 خزف سبو، كوزه 3 سفالينه فخر: افتخار، بالندگي، تفاخر، سرافرازي، غرور، مباهات، ناز، نازش، نازيدن | فضله: 1 جعل، سرگين، مدفوع 2 چرك، شوخ 3 بازمانده، بقيه، پس مانده فضول: 1 كنجكاو، گستاخ، ياوه گو 2 پس مانده فضولات: 1 براز، نجاست 2 پس مانده ها، زوايد فضه: سيم، نقره & ذهب، زر فضيح: شرم آور، فضاحت بار، ننگين | فرمانبر: 1 خادم، خدمتكار، گماشته، مستخدم، نوكر 2 تابع، فرمانبردار، مطيع & فرمانده فرمانبردار: تابع، حرف شنو، رام، مطيع، منقاد فرمانبرداري: اطاعت، انقياد، پيروي، حرف شنوي فرمانبري: 1 اطاعت، فرمانبرداري، مطاوعت 2 نوكري | طراح | فاسد: 1 تبهكار، ضال، طالح، فاجر، فاسق، گمراه، مخبط، منحرف، منحط، ناخلف، هرزه، هرزه كار 2 تباه، خراب، ضايع، معيوب، ناسالم 3 پوسيده، گنديده، لهيده، له 4 باطل، غلط & سالم، صالح | فكور: انديشمند، انديشناك، انديشه ور، روشنفكر، متفكر فگار: آزرده، افگار، خسته، رنجور، مجروح، نزار | فشردگي: 1 تراكم 2 قبض فشرده: 1 مجمل 2 متراكم 3 محكم فشنگ: تير، گلوله |
آخرین به روز رسانی :‌ 1398/8/22 00:55:02
به روز رسانی بعدی : 1398/8/22 00:55:02
تعداد مطالب ثبت شده : 95569
تعداد سایت ها : 25
تعداد برچسب ها : 199

ایجاد وبلاگ رایگان .شماره جهت رزرو تبلیغ 09156664405 ایجاد وبلاگ رایگان
آرشیو مطالب برچسب محرم


  • اگر ازدواج نکنیم چه چیزهایی را از دست می‌دهیم؟
  • محرمی: علیپور را له نکنین! من هم ۴، ۵ بار پنالتی خراب کردم
  • در مسقط مذاکراتی محرمان در جریان است
  • راز قهرمانی پرسپولیس؛مثل بازی با شاهین باش و جام را بالای سرت ببر
  • عمانی ها با بوش پسر عکس یادگاری گرفتند/عکس
  • داغ ترین خبرهای اینستاگرام بازیگران در ماه پاییز + همراه با عکس
  • کسی که ابوبکر البغدادی را لو داد ؛ نامش محرمانه ، انگیزه‌اش معلوم

  •